چه اسمي براش مي گذاري؟؟؟
معجزه؟!! پديده؟!!عشق؟!! چي؟؟؟؟
اما چه تفاوتي داره كه چه اسمي داشته باشه مهم شيريني و حلاوت اونه...شيرينه مثل عسل...خوشمزه است مثل بستني قهوه كاله...قشنگه مثل هلوي زعفروني هسته جدا....
اما در نقطه مقابل هر شيريني تلخي هم هست...تلخه مثل بادام تلخ....بدمزه است مثل كلم پلو...
عشق رو گفتم آ ...عشق رو....واقعا كي ميدونه عشق يعني چي؟؟؟
ميشه عشق رو برام تعريف كنيد؟؟؟
عشق از ديد ترانه كوچلو((گلدون كوچلوي من)) يعني اشعه هاي طلايي خورشيد....يعني قطره هاي كوچك آب وقتي كه از تشنگي برگهاي كوچلوش پژمرده شده.....
عشق از ديد ياس ((براردزاده2ساله من)) يعني لوپ لوپ...يعني بستني هاي كه بابا براش ميخره....يعني باباجون كه صداش ميزنه باباجي....
عشق از ديد آيناز ((برادرزاده6ساله من)) يعني بازكردن چمدون عمه اش وقتي بعد از مدتها مياد....يعني باربي با لباس بنفش....يعني شكلات بنفش....يعني دنياي بنفش....
عشق از ديد سارا ((خواهر زاده 9 ساله من)) يعني نواختن پيانو با انگشت هاي كوچكش....يعني آهنگ خواب هاي طلايي رو نواختن....
عشق از ديد خواهرم...........يعني همسرش...يعني سارا....
عشق از ديد برادر اولم........يعني كوه نوردي...يعني ساعتها پياده روي...يعني با دوچرخه كيلومترها در دره ها ركاب زدن.....
عشق از ديد برادر دومم......يعني ثروتمند شدن....يعني پولدار شدن......
عشق از ديد بابا ...............يعني ياس....يعني بوسيدن ياس...يعني شيرين زبوني هاش.....
عشق از ديد مامان.............يعني سجادش....يعني جانمازش....يعني كتاب دعاي كوچكش...يعني چادر سفيدش با اون عطر خوبش...
و اما عشق از روزنه نگاه دكتر كوچلو..........تا زنده ام به دنبال معناي اين سه حرف خواهم بود......اي كاش روزي بيابمش......
عین....شین....قاف ؟؟؟